كمتر نبود. بلافاصله، بهايتاليايي ترجمه شد؛ هاينريش اشتاين هوول (1412ـ1482) آن را بهآلماني ترجمه كرد (چاپ اول، اولم 1473)؛ هنري پاركر هشتمين بارون مُرِلي(1476ـ1556)، بهانگليسي برگرداند؛ بهفرانسه (چاپ اول 1493)، و بهاسپانيايي ترجمه شد.
روي هم هشت چاپ سدهٴ پانزدهمي از آن در دست است: سه تا بهايتاليايي، يكي بهفرانسه و چهار تا به آلماني.
ج) انساب خدايان؛ رسالهاي در باب اساطير كلاسيك، كه مدت سيسال، بوكاچيو را مشغول كرده بود (در سال 1370ـ1371 بهاتمام رسيد، ولي در اواخر عمر، بهاصلاح آن پرداخت) و نخستين كتاب بزرگ در نوع خود بود. اين كتاب به هوگوي چهارم لوسينيان (شاه قبرس1324ـ1359) اهدا شد.
انسابخدايان شامل يك منظومه و پانزده گفتار است. گفتار چهاردهم دفاعيهاي است از شعر و شاعري و گفتار پانزدهم در دفاع از خود كتاب است. گفتارهاي اول تا سيزدهم، حاوي شجرهنامههاست، چون قصد بوكاچيو آن بود كه همهٴ اطلاعات اساطيري را بهصورت شجرههايي تدوين كند (نسخههاي خطي و چاپي حاوي تصوير شجرههاست).
اين مهمترين اثر لاتيني بوكاچيو و كتابي است عالمانه، كه در آن مآخذ خود را بهدقت ذكر كرده است. او در تفسير اساطير كهن توضيحات تاريخي، طبيعي و اخلاقي بهكار برده است.
منظور از توضيحات ((طبيعي)) در اينجا، تفسير اساطير با توجه بهپديدههاي طبيعي است.
بوكاچيو از نخستين اسطورهشناسان علمي بود و كتابش با همهٴ خامي در طي عصر نوزايي، ملاك و معيار در اين زمينه باقي ماند. سي تا چهل نسخهٴ خطي آن از سدههاي چهاردهم و پانزدهم و دست كم شش چاپ لاتيني از سدهٴ پانزدهم (چاپ اول، ونيز 1472)، بهعلاوهٴ يك چاپ فرانسه (پاريس 1498) در دست است.
بوكاچيو در گفتار چهارم، فصل 68 (براساس چاپ ونيز 1494) كشف غولي را در يك غار تراپاني (در غرب سيسيل) بيان ميكند؛ وقتي بهبدنش دست زدهاند، مبدل بهخاك شده و تنها چند استخوان از آن باقي مانده (تنها سهدندان غولآسا، بخشي از جمجمه و يكي از استخوانهاي ساقپا). دندانها در سانتواريو دل آنونزياتا (تأسيس 1315) نگهداري ميشد.
گزارش بوكاچيو يكي از نخستين اشارات بهسنگوارهٴ استخوانهاست. يك گزارش خيلي قديميتر، كه تا حدي با مال بوكاچيو مربوط است، به فلِگُن ترالسي (معاصر هادريان، امپراتور روم 117ـ 138)1 تعلق دارد.
د) درباب كوهها، جنگلها، چشمهها، درياچهها، رودها، جلگههاو درياها؛ نوعي فرهنگ